مثل گل صد برگ  شکوفــا شده ای / چون مـــاه چهار ده شکوفا شده ای

در آینـه ی  نگاه من  چشم بدوز / تا در یابی چقدر زیبا شده ای . . .

@@@@@@
ای روی گشـــاده خُلق تنگ آمده ای / آهــوی رمیده  چـون پلنـگ  آمـده ای

آن روسری سپید می دانی چیست؟ / بــــا پـرچم آشتی بـه جنگ آمـده ای . . .

@@@@@@
خوش خُلقی و خشم همزمان یعنی چه؟ / بیـزاری و عشق  تـوأمـان یعنی چه؟

با رفتن من اگر موافق هستی! / پس این  بنشین ، نرو ، بمان  یعنی چه؟

@@@@@@
بسیـار تماشایی و آراسته ای / از رونق مـاه آسمان کاسته ای

انگار نه انگار که مارا دیدی / از روی کدام دنده بر خاسته ای؟

@@@@@@
سر کش بـودم به حیله رامم کردی / ای افسونگر ،چه پخته خامم کردی

خوش چرخـاندی کمند گیسویت را / در تـــــاریکی  اسـیر دامـم کـــردی . .

در دیده ی تـو رمز نهانی پیداست / در جام نگاه تو جهانی پیداست

کَس ره  نبرَد  درون آن قلعه ی راز / کز بام و برَش تیر و کمانی پیداست . . .

@@@@@@
کوهی بودم، به پــای تو گَـرد شدم  / بـــازیچه ی بـــاد های ولگرد شدم

تـــا د ر دل من حلول کردی ای ماه / انگشت نمای مرد و نـــا مرد شدم . . .

@@@@@@
بــــا آ مدنت  بهــانه پـیدا  شده است / خورشید میـــان خانه پیدا شده است

ما  نیم نظر  چشم به هم  دوخته ایم / یک لحظه ی شاعرانه پیدا شده است . . .

@@@@@@
این قدر خیـــال هـــــای بیهــوده نبـاف / ماییم و ،دو خط رباعی و، یک دل صاف

در آینه ی دلم  به جز عکس تو نیست / شک داری اگـــــر  بیــا دلم را بشکاف . . .

@@@@@@
بــا این که لب از کـلام بستید شما / ساکت سر جـایتان نشستید شما

امـــواج  نگــــاهتــان  دلم را  لرزاند / اصلا نکند زلـــــزله هستید شـــما . . .

@@@@@@
با انگشت اشـــــــــاره در خواهد زد / دل در سینـه شدید تر خــــــواهد زد

قلبم  بــــا تیک تــاک خود می گوید / یلدا سر شد سپیده سر خواهد زد . . .

@@@@@@
بی رویت آینه کـــدر خــــواهد شد / آهم در شهر منتشر خــواهد شد

چون بمبی ساعتی دلم در سینه / با تــــــاخیر تو منفجر خـواهد شد . . .

@@@@@@
چون کودک بی اراده راه افتــــادم / با پــــای نگـــــاه در گنـــاه افتادم

از گونه به سمت چانه ات لغزیدم / از چـــــاله در آمدم به چاه افتادم . . .

@@@@@@
بـــا این که تمـــــــام قصه را میدانی / باز آیه ی یأس پیش من می خوانی

بــــــا آن همه  تــــرفند دلم را بردی / تا بشکنی و دو بــــاره بر گــــردانی؟

@@@@@@
خورشیدی و گــرمای محبت در دست / با آمدن تــــو  مــــاه چشمش را بست

بــــــا سرعت نـــــور سمت تو می آیم / وقتی که چراغ چشمهایت سبز است . . .

@@@@@@
در فصلی که هـوا لطیف و عـــالی ست / فصلی که فصل عشق و فارغبالی ست

وقتی بــــاران  به شیشه هــا می کوبد / در آغـــوشم چقدر جــــایت خـالی ست . . .

@@@@@@
از روزی  کـــه یکی دلــم را بــرده / تب دارم مثل طفل سر مـا خورده

گفتارم شعر، شعر هایم هذیــان / دکتر جا ن بنده زنده ام یــا مرده؟

@@@@@@
تـــا خرمن مــو به دوش می اندازد / بین همه جنب و جوش می اندازد

گفتیم  نصیحتش کنید ای مـــردم / گفتند  به پشت گــوش می اندازد . . .

@@@@@@
هر چند کسی میان ما حــایل نیست / اما نگهت  به سوی من مـــایل نیست

گفتم قسمت دهم ، ولی می گـو یند / چشم تو به هیچ مذهبی قایل نیست . . .

@@@@@@
از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم / خودرا  به دست  شاید و اما  سپرده ایم

بشمار لحظه لحظه ی  عمر  گذشته را / هر چند ســـــال بود  همانقدر  مرده ایم . . .

@@@@@@
امواج  نگـــــاهت  اعتیاد  آور بود / زیبـــــایی تو فــــراتر از بـــاور بود

در قاب- نگاه چشم من لبخندت / لبخند ژوکـوند ، بلکه  زیبــاتر بود . . .

@@@@@@
بـــا زیر مخالفی بگـــو بـم بشو م / لبخند بزن مقـــــابلت خم بشـو م

تو یک کلمه بگـــو که حـوّای منی / من امضا می دهم که آدم بشو م . . .