به من نگو نمی خوام اسمی ازت بیارم

هر چی که بود تموم شد نگو دوست ندارم

همش نگو نمی خوام به پای تو بسوزم

من اشتباه کردم عاشقتم هنوزم

@@@@@@

با تو از عشق میگفتم

از پشیمانی

و از اینكه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!...

در جواب صدایی بی وقفه می گفت:

"دستگاه مشترك مورد نظر خاموش می باشد!!!"

@@@@@@

از آدما دلم شکست واسه همیشه

دلم می خواد دعا کنم اما نمی شه

 

دوسش داشتم  دوسش ... قد نفسهام

بدون اون نمی تونم من خیلی تنهام

@@@@@@

گفته بودی :
- یا تو یا هیچکس!!!!
ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم
که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست

...کسی حتی مهم تر از من

@@@@@@

جلوتر نیا!

خاکستر می شوی.

اینجا دلی را سوزانده اند...

@@@@@@

چگونه در این چشم های زیبا
جا داده ای
این همه دروغ را؟!

@@@@@@

مگر با باد نسبتی داری؟... چقدر شیبه تو یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟

تقصیر تو نیست

همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم

@@@@@@

بی آشیانه را شوق ماندن نیست

سنگ بر زمین ننداز ، من خود پریده ام

@@@@@@

از حساب و کتاب بازار عشق

هیچ گاه سر در نیاوردم !

و هنوز نمی دانم چگونه می شود

هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم ؟

@@@@@@

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ، به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی

@@@@@@

به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا ، یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا

@@@@@@

ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت
 خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت
 من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
 آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد .

@@@@@@

اگر می دونستی چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی ، گرچه خانه شیطان شایسته ویرانی است

@@@@@@

آری این منم ، این منم همان عاشقی که بر تو جان می داد ، و تو کسی هستی که برای رسیدن به خوشبختی به روی جسدهای بی جان غرور انسانها قدم می گذاشتی ولی افسوس ، افسوس که راه ات برای رسیدن به هدف هایت اشتباه بود ، و افسوس که من برای آدمی مثل تو غرورم را شکستم ، افسوس !

@@@@@@

مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود ، و چه زشت به من و سادگیم خندیدی ، دل من سخت شکست به تو عشقی پاک که پر از یاد تو بود و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ، تو برو و برو تا راحتتر تکه های دل خود را سر هم بند زنم

@@@@@@

نفرین به سادگی ام که بی دل تو ، به یاد تو روح و جسم خود آزردم

@@@@@@

گفتی که ما به درد هم نمی خوریم!..

اما هرگز نفهمیدی...

من تو را برای دردهایم نمی خواستم...

@@@@@@

آنکه بین من و تو شام جدایی آورد ، می کنم نفرینش ، یا الهی ، بکنش چون من زار ، پیش معشوقش خار ، هر دو چشمانش تار ، تا بداند چه به من می گذرد ، از غم دوری آن چشم عزیز

@@@@@@

اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت

 غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت.

@@@@@@

من همیشه تشنه ما بودم و تو همیشه از من سیر بودی...

@@@@@@

بیخودی به خودت زحمت نده!

این بذرهای تنفر که در دلم می کاری

هرگز جوانه نخواهد زد...

@@@@@@

شکستنی رفع بلاست..اما...باور نمیکند دلم

@@@@@@

در عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است

 پوقتی با این انهدام  سخت از چشمانم  افتادی !

@@@@@@

می بوسم می گذارم کنار ، تمام ِ چیز هایی که ندارم را ،دست هایت را ، شانه هایت را ، عاشقی ات را ،

  همه را

@@@@@@

دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم آن گم شده شادی و سرورم را

@@@@@@

دلم صاف نمی شود با تــو حالا تو هــی به مهـربانی ام دخیل ببند

@@@@@@

پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه

چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم

دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . .

@@@@@@

 از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه .... !

بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده

@@@@@@

تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند

گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند..

عاشق که شدی کوچ میکنند